بارداری
به نام خدایی که تورا به ما هدیه داد
سلام عزیز دل مامانی
امیدوارم حالت خوب باشه
.تو پست قبلی برات تا اونجایی نوشتم که قرار بود برم برا آزمایش.شنبه27 مهر که برا سونو رفتیم من شب موندم خونه مامان جون ژیلا که صبح بریم برا آزمایش.صبح ساعت 7 با بابا جونو مامان جون رفتیم آزمایشگاه هنوز باز نکرده بودن.بعد که کارمنداش اومدن قبل من یه آقایی بود.بعد من که رفتم برا پذیرش مسیولش گفت که 3 بار باید آزمایش بدی یکی ناشتا بعد 75گرم گلوکز با اب میخوری که 1ساعت بعد دوباره خون میگیریم بعد دوباره 1 ساعت بعد بازم خون میگیریم.دیدم که تا ساعت 10 کار داریم به بابا جون گفتیم برگرده خونه.منو مامانجون موندیم.اول که خون ناشتا ازم گرفتن بعد که گلوکز دادن گفتن تو 10 دقیقه باید با آب بخوری که یه مقداریش مزه پرتقال میداد ولی یکمیش مزه خیلی بدی داشت
که حالمو یه جوری کرد ولی فدای سرت تو خوب باشی اینا مهم نیست.بعد اون یکی ازمایشارم گرفت گفت عصر زنگ بزن اگه حاظر بود بیاید بگیرید که من زنگ زدم هنوز حاظر نبود.از دکترم هم برا سه شنبه وقت گرفته بودم.


بارداری
